تبليغاتX
kahar mountaineering group
از مرگ تا زندگی 

... ساعت  ۱۲ شب است، ازساعتی که از پاسگاه بیرون زده ام ۴ ساعت گذشته. بعد از ظهر تا حالا کولاک شدیدی منطقه را در بر گرفته است، اینجا ۱۷ کیلومتر گردنه است با برف سنگین وکولاکهای شدید کردستان. خبر رسیده که انسانها و ماشینهای زیادی اول گردنه تو کولاک گیر کرده اند.  فرماندمون نیست. تصمیم گرفتم بروم راهداری که نزدیک ماست تا با لودر بریم و راه را باز کنیم. حالا ساعت ۱۲ شب است. راه را باز کردیم. توی لودر پر از آدم است. قرار شد من هم سوار شم و برگردیم. می خواستم سوار شم ولی جا نبود، ...

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط خسرو در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 16:6
سرمازدگی (دشمنی پنهان) 
...... هوا تاریک شده، بیش از ۱۰ ساعت است که در راهیم. خطرات و سرمای زیر منفی پنجاه درجه را پشت سر گذاشته ایم. ساعت هشت صبح از پناهگاه ۵۰۰۰ شمالی دماوند به قصد ۴۰۰۰ جنوبی حرکت کردیم، داریم میرسیم، ولی نمی دانیم با چه قیمتی. بچه ها جلوتر رفتند  من با دو تا از بچه ها که کند ترند از کنارهای یخچال آرام پایین میریم. بعد از تاریک شدن هوا یخچال کاملاْ یخ زده و ما بسختی فرود میاییم. سکوت عجیبی است، نگران حسین ام که با دو تا کوله پایین رفته، جز سفیدیه یخچال چیزی دیده نمیشود، راه طولانی شده، هرچه میرویم نمیرسیم، گرسنگی، بی خوابی، بی آبی، سرما  بجه ها را بی تاب کرده، بعد از چند بار سر خوردن خطرناک بالاخره یخچال را رد کردیم. به پناهگاه نیمه کاره رسیدیم  فاتحه ای برای مرحوم گلکار و چند دقیقه بعد هم پناهگاه بودیم. بچه ها خوشحال شدند. همه خوب بودند.. "بچه ها کسی سرما زدگی نداره" -" نه" خدا را شکر، شام خوردیم و خوابیدیم....

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط خسرو در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 15:18
بر گذار شد (14 و 15 خرداد 1386) 

عشق یعنی هم نفس در یک سفر        عشق یعنی همدلی در هر خطر

عشق یعنی در صعود هم گام هم         عشق یعنی همنوردی پیش هم

gahar lake

|+|
نوشته شده توسط خسرو در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت 10:57
hits